استاد می گوید : وقتی به طریق روح خویش می رسی ، دری را می یابی که عبارتی بر آن مکتوب است . به نرد من برگرد و آن عبارت را برایم بگو . مرید جسم وروحش را وقف جستجو می کند و یک روز به آن در می رسد و نزد مرادش باز می گردد.
می گوید : نوشته شده بود " غیرممکن است "
استاد می پرسد : این جمله روی دیوار بود یا در ؟
مرید پاسخ می دهد : روی در .
- خوب ، پس دستگیره را بگیر و در را باز کن.
مرید اطاعت کرد . از آن جا که آن جمله روی در نقش بسته بود ، وقتی در به کنار رفت ، آن جمله هم کنار رفت . در کاملا گشوده بود ، مرید دیگر آن عبارت را نمی دید .....
و به راه خود ادامه داد.