تبليغاتX
. . . بزن به سیم آخر
« یا عشق »

اول ) سلام ...

آااااه (یه نفس خیلی عمیق ) .... خیلی وقت بود دلم هوای اینجا رو کرده بود ؛ هواي شما رو ، هواي نوشتن رو ، هواي بحث كردن هامون رو .... خيلي وقت بود كه نيومده بودم . شايد ۳ ماه ، شايد ۴ ماه يا حتي بيشتر  ....

خوشبختانه نبودنم و ابراز وجود نكردنم دليل نگران كننده اي نداشت ، اما اين مدت سخت بود و از اين به بعد سخت تر هم خواهد شد !!! بعد يه مدت حدودا ۳-۲ هفته اي كه سيستمم خراب بود ، باقي مدت رو به خاطر حجم فشرده ي درسها و امتحاناي پي در پي نتونستم خدمت برسم . البته نتيجه ي شيريني كه بعد اين همه فشاري كه تحمل كردم به دست اومد جبران همه ي سختي ها رو كرد و حالا من موندم و دوست عزيزم كنكور جان (!!) كه تصميم گرفتم بدجوري حالش رو جا بيارم ( آخه دختر هم اينقدر خشن ميشه ؟؟!!؟) به همين منظور (!!) درس و تلاش رو مجددا شروع كردم و تصميم گرفتم دور همه مدل تفريح و مهموني رو كل يوم (!!!!!) خط بكشم ( اولين نمونه اش هم عروسي همين هفته كه نميتونم برم ).... خلاصه اينكه برام دعا كنيد . راه سختيه ، اما اگه خدا بخواد همه ي تلاشم اينه كه رتبه ي خوبي بيارم...

دوم ) چند روز پيش براي جشنواره ي برلين خيلي متاسف شدم !!! توقع داشتم " درباره ي الي ... " يه فيلم فوق العاده كه نه ، اما خوب باشه . ولي سوتي هاي متمادي و چند صحنه ي بزن و برقص دل مخاطب شاد كن باعث شد سطح توقعاتم رو از اصغر فرهادي بيارم پايين . بعد فيلم " شهر زيبا " اصغر فرهادي رو به عنوان يه كارگردان كاربلد قبول داشتم ، اما اين بار با اينكه فيلمش از برلين جايزه برده بود به نظرم اصلا قابل قبول نبود .... ( راستي يه وقت به سرتون نزنه بريد خروس جنگي رو ببينيدهاااا )

سوم ) چند روز قبل از اون چند روز پيش هم دلم براي اسطوره ها و افسانه هامون خيلي سوخت ! داشتم فكر ميكردم ما كه اين همه افسانه هاي زيبا و پر محتواتر از افسانه ي جومونگ داريم چرا يه سرمايه گذاري درست براي نبديل اونها به فيلم سينمايي يا سريال نمي كنيم ؟؟؟ ولي حالا اينطوري هم زياد بد نشدهاااا ! عوضش جومونگ رو به بچه نشون ميديم و ميگيم : ببين بابا جون ! رستم از اين همه قوي تر بود ...!

چهارم ) تا ۲ ماه پيش نسبت به سياست احساس خوبي داشتم و حتي از علاقه مندي هام محسوب ميشد . اما امروز ديگه از هر چي سياسته متنفرم ! تو اين مدت و در اين جريانات اخير طرفدار هيچ حزب و گروهي نبودم و الان هم نيستم . به نظرم هر كدوم ضعف هاي بزرگي داشتن كه باعث ميشد قابل اعتماد نباشن . قصدم اين نيست كه بحث سياسي راه بيندازم اما دوست داشتم اين چيزا رو يه جايي بگم . الان هم خواهش ميكنم لطفا بحث سياسي نكنيد .... (متشكرم)

آخر ) از همتون به خاطر عدم حضورم تو وبلاگهاي زيباتون معذرت ميخوام .ممنونم كه اين مدت نسبت به ما و تار نگارمون لطف داشتيد . قدحتون پر مي باد ...

گفتني ها كم نيست

من و تو كم گفتيم

مثل هذيان دم مرگ

از آغاز چنين درهم و برهم گفتيم

ديدني ها كم نيست

من و تو كم ديديم

بي سبب از پائيز

جاي ميلاد اقاقي ها را پرسيديم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 17:7 توسط سپیده |

یا لطیف


" من رقص دختران هندی را بیش از نماز پدر و مادرم دوست دارم؛


چون دختران هندی با عشق و علاقه می رقصند اما پدر و مادرم از  روی عادت نماز میخوانند . "


                                                                         ( دکتر شریعتی )




+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 20:26 توسط رها |