یا حق
آدمک ابرها سیاهن آدمها چه بی پناهن
همشون مثل مسافر توی نیمه های راهن
لب ها بسته چشم گریون همه جا رنگ زمستون
تا دلت بخواد پرنده همه زخمی همه بی جون
شبامون یه تخت سنگه ، آسمون کبودی رنگه
می دونی ؟ فاصله ای نیست توی سینه دل تنگه
یه طرف درهای بسته ، یه طرف بغض شکسته
توی کوچه ها خزیدن با بالهای زخمی و خسته
آدمک گلها بی گلدون ، خونه ی درخت ها ویرون
باغچه ها مثل کویرن ، لبهاشون تشنه ی بارون
آدمک ابرها سیاهن ، آدمها چه بی پناهن
همشون مثل مسافر ، توی نیمه های راهن
لب ها بسته چشم گریون همه جا رنگ زمستون
تا دلت بخواد پرنده همه زخمی همه بی جون
آدمک فایده نداره ، پشت در، بگن بهاره
وقتی پروانه روی گل ها حس پر زدن نداره
توی این همه هیاهو منم این جا نگرونم ،
جای دست مهربونش دست پاییزه رو شونم
ادمک گلها بی گلدون ، خونه ی درخت ها ویرون
باغچه ها مثل کویرن ، لبهاشون تشنه ی بارون
.
. 
.
.
.
.
.
.
.
ترانه ی "آدمک" با صدای "حامی شریف"
هو العلیم
سلام
همین چند دقیقه ی پیش ، شاید ده دقیقه هم نشه مادر خانومی تیتری رو خوند که دلم لرزید.
" خواندن ذهن انسان ها با استفاده از ام.آر. آی .....!!!!!!!!!!!!!!!!
یک متخصص برجسته مغز و اعصاب هشدار داد که سرویس های نظامی و اطلاعاتی بزودی قادر خواهند بود تا با ام.آر.آی و تکنیک های رایانه ای ، با خواندن ذهن افراد ، وارد حریم خصوصی فکری انسان ها شوند."
مثلا به قول خودم قرار بود تا مدتی وبلاگ نویسی رو تعطیل کنم و بسپرم دست سپیده اما این رو که شنیدم طاقت نیاوردم.
شما رو نمی دونم اما من بدجوری دلم لرزید. راستش بغضم گرفت. تنها دلخوشیم این بود که حد اقل این بشر دو پا نمیتونه ذهن من رو بخونه.
وااااااااااااااااای. خدای من. آخه این بشر کار دیگه ای نداره که گیرداده به همنوعش؟؟؟ آخه کنجکاوی (!!!!!) تا چه حد؟؟؟؟ لابد اگه مردها باشن می گن مخترع این مهم ، خانوم بوده (....)
با تصاویر ماهواره ای و این همه تجهیزات ، هیچ جای دنیا نمی تونی بگی جای خصوصی توئه و هیچ کسی جز خودت و خدا با خبر نیست. وقتی براحتی می شه با فشردن یک دکمه ................ ای عجب.
رفتم دنبال متن این خبر :
" به گزارش فارس به نقل از دیلی تلگراف ، دانشمندان با استفاده از دستگاه های ام.آر.آی عادی که در بیمارستان ها استفاده می شود ، موفق به شناسایی دروغگویی ، نژاد پرستی و حتی عکسی که افراد در ذهن مجسم می کنند ، شده اند.این شیوه این امکان را در اختیار انسان قرار می دهد تا رویاها یا ذهن افراد دیگر را ببیند.
پروفسور "گرنیت ریس" از اساتید دانشگاه لندن در این زمینه گفت :اگر چه رازهای بیماران بیمارستانی و داوطلبان انجام این آزمایشها کاملا محفوظ است ، اما بحث کنونی بر این محور است که آیا کارفرمایان اجازه ی استفاده از این روش برای رمزگشایی مغز و بررسی عملکرد شغلی را دارند یا خیر.
این روش همچنان برای افشای پیش داوری های ناخودآگاه کاربرد دارد."
یکی دو سال پیش یکی از اقوام (شایدم سپیده ی خودمون بود...یادم نیست دقیق) تعریف می کرد که خواهر یکی از دوستانش این قدرت رو داشت که وقتی وارد اتاقی می شد در حالی که قبل از او شخص دیگری در اون اتاق حضور داشته ، میتونست افکار اون شخص قبلی رو بفهمه. به هر چیزی که فکر کرده بوده ، او میتونست پی ببره. که البته بعد از این که مادر می شه این قدرت رو از دست میده ، یادمه بعد ازشنیدن این صحبت ،تا مدت ها از این که در جمع فکر کنم دوری می کردم. (بگم!!!هیچ فکر بدی نمی کردم ها.)![]()
می دونم که این هم یک پیشرفت دیگر بشر در علم هستش ، به این مهم هم معترفم که هر یافته ای یا اختراعی در کنار فوایدی که داره بدی هم داره.
اما به نظرم این خیلی مهمه. ذهن انسان دیگه آخرین جاییه که می تونه بهش اعتماد کنه، میتونه راحت حرف هاشو بزنه ، میتونه ..... البته اگر که چشمانش بهش خیانت نکنند.
داره سخت می شه؟ یا من دارم سخت می گیرم؟؟؟؟
کی می شه آقا (عج) بیاد ؟؟؟؟؟
![]()